دسترسی به بسیاری از خدمات دیجیتال جهانی برای کاربران ایرانی مسیری متفاوت از کاربران دیگر کشورها دارد؛ از ساخت حساب و پرداخت هزینه ChatGPT گرفته تا استفاده از ابزارهای توسعه نرمافزار، سرویسهای ابری و پلتفرمهای طراحی. تحریم، محدودیت پرداخت بینالمللی و سیاست شرکتهای فناوری باعث شده کاربران ایرانی برای استفاده از خدماتی که در بسیاری از کشورها مستقیماً در دسترس است، به واسطهها و مسیرهای جایگزین متکی باشند.
حالا تغییر در برخی مجوزهای تحریمی آمریکا این پرسش را دوباره مطرح کرده است که همین مسیر محدود نیز ممکن است در آینده محدودتر شود؟ پرسشی که پاسخ آن فقط به مقررات آمریکا وابسته نیست؛ شرکتهای فناوری نیز درباره ارائه یا عدم ارائه خدمات به کاربران ایرانی تصمیم میگیرند.
مجوز هست، دسترسی تضمینشده نیست
به گزارش پیوست، پس از ایجاد محدودیت برای بخشی از خدمات آموزشی و دانشگاهی مورد استفاده ایرانیها، نگرانی درباره سرنوشت سایر مجوزهای مرتبط با دسترسی کاربران ایرانی به خدمات دیجیتال افزایش یافته است.
بخش مهمی از چارچوب حقوقی این دسترسی به مقررات دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) برمیگردد. این نهاد در سال ۲۰۲۲ مجوز عمومی D-2 را برای ارائه طیفی از خدمات، نرمافزارها و ابزارهای ارتباطی به کاربران ایرانی صادر کرد. در سال ۲۰۲۴ نیز مفاد این مجوز با تغییراتی در مقررات 31 CFR 560.540 ادغام شد. بنابراین D-2 دیگر یک مجوز مستقل نیست، اما بخش قابلتوجهی از خدمات ارتباطی و اینترنتی همچنان در چارچوب مقررات فعلی مجازند.
این خدمات از پیامرسانی، ایمیل و شبکههای اجتماعی تا وبگردی، آموزش آنلاین، ویدئوکنفرانس، پلتفرمهای همکاری و برخی خدمات ابری را دربر میگیرند. با این حال، مجاز بودن ارائه یک سرویس به کاربران ایرانی به معنای الزام شرکتها به ارائه آن نیست.
سینا تفنگچی، متخصص علوم ارتباطات اجتماعی، همین فاصله میان «مجاز بودن» و «در دسترس بودن» را یکی از مسائل اصلی کاربران ایرانی میداند. او میگوید: «قانون D2 برای عبور از تحریم و فیلتر دوجانبهای تصویب شد که مردم ایران را در بنبستی از خدمات دیجیتال قرار میداد اما وزارت خزانهداری آمریکا ارائه این خدمات را به عهده خود شرکتها گذاشته است. در نتیجه دولت ایران یا هر دولت دیگری نمیتواند اقدامی حقوقی یا قانونی برای دریافت خدماتی انجام دهد که یک شرکت خصوصی مالک آن است.»
تفنگچی معتقد است نتیجه این وضعیت را باید در شکاف دیجیتال میان کاربران ایرانی و دیگر کاربران جهان دید؛ شکافی که فقط به داشتن یا نداشتن اینترنت محدود نیست: «شکاف دیجیتال فقط به نداشتن اینترنت محدود نمیشود، بلکه تفاوت میان افراد یا جوامع در کیفیت، پایداری و نوع دسترسی به فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی را نیز شامل میشود. در مورد کاربران ایرانی، این شکاف میتواند در مقایسه با کاربران کشورهای دیگر به شکل دسترسی محدودتر به برخی سرویسهای بینالمللی، اتصال ناپایدار، سرعت پایینتر، محدودیت در پرداخت و احراز هویت، فیلترینگ و دشواری استفاده از ابزارهای ارتباطی، آموزشی، علمی و حرفهای دیده شود.»
راه کاربران ایرانی از دیگر کاربران جهان جداست
سرویسهای هوش مصنوعی یکی از تازهترین نمونههای این تفاوتاند. مسئله برای کاربر ایرانی فقط این نیست که یک سرویس در دسترس باشد یا نه؛ پرداخت هزینه اشتراک، احراز هویت، محدودیت جغرافیایی و تهیه ابزارهای لازم برای اتصال نیز بخشی از فرایند استفاده از آن شده است.
عرفان نارشیرین، برنامهنویس یکی از استارتآپهای ایرانی، میگوید: «یکی از مشکلات مشخص در استفاده از سرویسهای هوش مصنوعی، تمام شدن اعتبار سرویسهایی مانند Agent است. اگرچه در برخی موارد امکان پرداخت از طریق واسطههای پرداخت بینالمللی وجود دارد اما این مسیر هم ساده و ارزان نیست. برای مثال، پرداخت ۲۰ دلار ماهانه برای سرویسی مانند ChatGPT در بسیاری از کشورها هزینه قابلتوجهی محسوب نمیشود، اما برای یک کاربر ایرانی با نرخ ارز فعلی میتواند به چند میلیون تومان در ماه برسد. در کنار هزینه خود سرویس، کاربر ممکن است برای دسترسی به VPN یا سایر ابزارهای لازم برای اتصال نیز هزینه جداگانهای بپردازد.»
بنابراین تفاوت تجربه کاربر ایرانی با کاربران دیگر کشورها فقط در دسترسی یا عدم دسترسی به یک سرویس خلاصه نمیشود. هزینه و مسیری که برای رسیدن به همان سرویس طی میشود نیز متفاوت است. کاربر ایرانی ممکن است علاوه بر هزینه اصلی سرویس، هزینه واسطه پرداخت و ابزار تغییر IP را هم بپردازد و در نهایت همچنان با احتمال محدود شدن یا از دست رفتن حساب خود مواجه باشد.
عرفان هومان، برنامهنویس دیگری در همین استارتآپ، میگوید محدودیتهای مورد نیاز برای حرفه او تنها به هوش مصنوعی محدود نمیشوند. سرویسها و ابزارهایی مانند Figma، Framer، Apple ID و مجموعهای از ابزارهای مورد استفاده در طراحی و توسعه نرمافزار نیز ممکن است برای کاربران ایرانی قابل دسترسی نباشند یا بخشی از امکانات آنها در دسترس نباشد.
شکاف دیجیتال فقط سرعت اینترنت نیست
این وضعیت تعریف شکاف دیجیتال را برای کاربران ایرانی گستردهتر میکند. ممکن است دو کاربر در ایران و کشوری دیگر هر دو به اینترنت متصل باشند، اما یکی بتواند با کارت بانکی خود ظرف چند دقیقه اشتراک یک سرویس هوش مصنوعی، فضای ابری یا ابزار حرفهای را بخرد و دیگری برای انجام همان کار به حساب خارجی، واسطه پرداخت و ابزار تغییر IP نیاز داشته باشد.
در چنین شرایطی، کیفیت حضور در جهان دیجیتال را نمیتوان فقط با ضریب نفوذ اینترنت، سرعت اتصال یا تعداد کاربران سنجید. اینکه یک کاربر به چه تعداد از خدمات جهانی دسترسی دارد، کدام قابلیتهای آنها برایش فعال است و برای استفاده از آنها چه هزینه و زمانی صرف میکند نیز بخشی از این شکاف است.
این تفاوت زمانی پررنگتر میشود که از سطح کاربر عادی به توسعهدهندگان و کسبوکارها برسیم؛ جایی که محدودیت دسترسی میتواند مستقیماً بر فرایند تولید محصول، هزینه توسعه و سرعت ورود به بازار اثر بگذارد.
توسعه نرمافزار با مسیرهای جایگزین
در حوزه توسعه نرمافزار، محدودیتها به لایههای زیرساختی نیز رسیدهاند. برای مثال، Docker یکی از ابزارهای پایه در توسعه و استقرار نرمافزار است و بخشی از زیرساخت آن به Registryهایی وابسته است که محل نگهداری و دریافت بستهها، ابزارها و نرمافزارهای مورد نیاز توسعهدهندگان هستند. محدودیت دسترسی به چنین منابعی میتواند فرایند توسعه نرمافزار را دشوارتر کند. نمونههای مشابهی نیز در ابزارها و مخازنی مانند NPM و برخی سرویسهای مرتبط با توسعه Android و Flutter دیده میشود.
با وجود این محدودیتها، توسعه نرمافزار در ایران متوقف نشده و بخشی از نیازها از طریق راهکارهای جایگزین پاسخ داده میشود. به گفته یک توسعهدهنده ایرانی، برخی شرکتهای داخلی Registry یا سرویسهای واسط ایجاد کردهاند تا دسترسی توسعهدهندگان به منابع مورد نیازشان را تسهیل کنند. در موارد دیگر نیز توسعهدهندگان از راهکارهای فنی مختلف برای استفاده از سرویسهایی بهره میگیرند که مستقیماً در اختیار کاربران ایرانی قرار ندارند.
به اعتقاد این برنامهنویس، این شرایط یک اثر جانبی نیز داشته است: توسعهدهندگان ایرانی ناچارند با ابزارها و راهکارهای فنی بیشتری آشنا شوند. کاری که یک توسعهدهنده در کشوری دیگر با استفاده از یک سرویس آماده انجام میدهد، ممکن است در ایران نیازمند یافتن مسیر جایگزین یا حتی ساخت بخشی از زیرساخت باشد.
این اجبار در مواردی میتواند به افزایش دانش فنی توسعهدهنده منجر شود، اما هزینه آن نیز مشخص است: زمان و نیروی بیشتری صرف حل مسائلی میشود که برای بسیاری از توسعهدهندگان جهان اساساً مسئله محسوب نمیشوند.
محدودیت دسترسی، بازار واسطهها را داغ کرده است
یکی دیگر از نتایج این وضعیت، شکلگیری بازاری برای فروش «دسترسی» است. همانطور که شرکتهایی برای انجام پرداختهای بینالمللی کاربران ایرانی ایجاد شدهاند، در حوزه نرمافزار و زیرساخت نیز سرویسهایی شکل گرفتهاند که بخشی از محدودیتهای کاربران ایرانی را برطرف میکنند.
در نتیجه، خدمتی که یک کاربر در کشورهای دیگر مستقیماً از شرکت ارائهدهنده دریافت میکند، برای کاربر ایرانی گاهی به زنجیرهای چندمرحلهای تبدیل میشود: دسترسی از مسیر جایگزین، پرداخت از طریق واسطه و پرداخت هزینههای جانبی.
واسطهها در عمل بخشی از خلأ دسترسی را پر کردهاند، اما حضور آنها به این معناست که کاربر ایرانی برای رسیدن به همان خدمتی که در بازار جهانی بهصورت مستقیم عرضه میشود، باید هزینه و ریسک بیشتری بپذیرد.
وقتی محدودیت به سطح کسبوکار میرسد
در سطح کسبوکار، مسئله از خرید یک اشتراک یا ساخت یک حساب کاربری فراتر میرود. مهرداد ملک محمدی بنیانگذار استارتآپ تاپین نیز توضیح میدهد: «در بسیاری از کشورها، یک شرکت میتواند برای راهاندازی کسبوکار خود بخش قابلتوجهی از زیرساخت مورد نیازش را از شرکتهایی مانند Amazon یا Google دریافت کند و در ازای آن هزینه بپردازد. اما در ایران، دسترسی مستقیم به بسیاری از این سرویسها ممکن نیست و شرکتها ناچارند بخشی از زیرساخت مورد نیاز خود را از ابتدا ایجاد یا از سرویسهای داخلی استفاده کنند.»
این مسئله بهخصوص برای شرکتهای نوآور اهمیت دارد. در بازار جهانی، بخش بزرگی از نیازهای یک کسبوکار از قبل به سرویس تبدیل شده است؛ از CRM و ابزارهای مدیریت پروژه گرفته تا زیرساختهای ابری و سرویسهای سازمانی. کسبوکار میتواند این خدمات را بخرد و منابع خود را روی محصول اصلی متمرکز کند.
اما یک شرکت ایرانی در صورت دسترسی نداشتن به این سرویسها باید به نمونههای داخلی یا واسطهها مراجعه کند و گاهی نیز ناچار میشود بخشی از ابزار مورد نیاز خود را توسعه دهد. در نتیجه بخشی از سرمایه، زمان و نیروی انسانی شرکت صرف حل مسائلی میشود که رقیب خارجی آن را با خرید یک سرویس آماده پشت سر گذاشته است.
جهان دیجیتال ایرانیها کوچکتر است
اثر محدودیت دسترسی به خدمات دیجیتال را در نهایت نمیتوان فقط در تجربه یک برنامهنویس یا کاربر نهایی جستوجو کرد. این محدودیت از خرید یک اشتراک ماهانه شروع میشود و تا زیرساخت مورد نیاز یک شرکت ادامه پیدا میکند.
کاربر ایرانی به اینترنت متصل است، اما الزاماً به همان جهان دیجیتالی دسترسی ندارد که کاربر دیگری در نقطهای دیگر از جهان تجربه میکند. بخشی از سرویسها در دسترس نیستند، بخشی به واسطه نیاز دارند و استفاده از بخشی دیگر با هزینه و ریسک بیشتری همراه است.
برای کسبوکارها، این تفاوت معنای اقتصادی روشنتری دارد. وقتی شرکتی ناچار است منابع خود را به جای توسعه محصول صرف ساخت زیرساخت، یافتن مسیر جایگزین یا حل مسئله دسترسی کند، محدودیت فناوری دیگر فقط یک مانع فنی نیست؛ به هزینهای برای نوآوری و رقابت تبدیل میشود. در چنین شرایطی، جهان دیجیتال ایرانیها نه فقط از نظر تعداد سرویسهای در دسترس، بلکه از نظر فرصتهایی که این سرویسها ایجاد میکنند، کوچکتر میشود.