فاصله متوسط پذیرش رایانه شخصی در کشورهای مختلف ۱۴ سال بود؛ این فاصله برای اینترنت به ۶ سال و برای 4G به تنها دو سال رسید. دادههای WIPO نشان میدهد فناوری اطلاعات بسیار سریعتر از گذشته منتشر میشود؛ تغییری که برای کشورهایی مثل ایران، هزینه چند سال تاخیر در تصمیمگیری و توسعه زیرساخت را سنگینتر میکند.
بهگزارش پیوست، فناوری اطلاعات دیگر با ریتم راهآهن و برق منتشر نمیشود. در برآورد تازه سازمان جهانی مالکیت فکری، متوسط فاصله پذیرش رایانه شخصی و تلفن همراه در کشورهای مختلف ۱۴ سال بوده، این فاصله برای اینترنت به شش سال، برای 2G به هشت سال، و برای 4G به تنها دو سال رسیده است.
این کاهش یک پیام مهم برای کشورهایی مانند ایران دارد: زمانی که یک نسل فناوری ظرف چند سال در جهان منتشر میشود، چند سال تاخیر دیگر بخش کوچکی از مسیر نیست؛ ممکن است بخش قابلتوجهی از عمر همان نسل فناوری باشد.
مطالعه WIPO با بررسی ۳۱ فناوری در ۱۳۹ اقتصاد نشان میدهد فاصله زمانی پذیرش فناوریها طی دو قرن بهشدت کاهش یافته است. اما بخش مربوط به فناوری اطلاعات یک نکته مهمتر هم دارد و نشان میدهد سرعت رسیدن فناوری به یک کشور لزوماً شکاف دسترسی را کاهش نمیدهد. آنچه بعد از ورود اتفاق میافتد میتواند فاصله دیگری ایجاد کند.
اعداد جدول برآورد WIPO از تأخیر پذیرش هر فناوری، بر حسب سال هستند؛ یعنی فاصله زمانی میان سال اختراع فناوری و زمانی که آن فناوری در کشورهای مختلف به سطح قابلاندازهگیری از پذیرش رسیده است. «میانگین» متوسط این تأخیر در کشورهای بررسیشده را نشان میدهد، «انحراف معیار» میزان تفاوت میان کشورها را، و صدکهای ۱، ۱۰، ۵۰، ۹۰ و ۹۹ توزیع این تأخیرها را نشان میدهند؛ صدک ۵۰ همان میانه است.
نسل جدید فناوری سریعتر از نسل قبل میرسد
رایانه شخصی که WIPO تاریخ اختراع آن را ۱۹۷۳ در نظر گرفته، بهطور متوسط با ۱۴ سال تاخیر میان کشورهای نمونه منتشر شده است. برای اینترنت این فاصله فقط ۶ سال است. بعد از آن شبکههای موبایل در مقیاسی حتی سریعتر گسترش پیدا کردهاند. این اعداد با فناوریهای فیزیکی قدیمی قابل مقایسه نیستند، در همان مطالعه متوسط تاخیر برق ۴۹ سال، خودرو ۳۹ سال و راهآهن باری ۷۵ سال برآورد شده است. هدف از این مقایسه مرور تاریخ فناوری نیست و تفاوت در سرعت چرخه انتشار را نشان میدهد.
در نتیجه، مفهوم «بعداً جبران میکنیم» در فناوری اطلاعات معنای متفاوتی پیدا کرده است. وقتی فاصله جهانی پذیرش یک فناوری دو، ۶ یا هشت سال است، تاخیر چندساله در تصمیمگیری، قانونگذاری، سرمایهگذاری یا توسعه زیرساخت میتواند کشور را نه چند پله، بلکه یک نسل کامل عقب بیندازد.
نمودار سه دوره را جدا کرده و آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین را با اقتصادهای پیشرفته مقایسه میکند. بخش پایین نمودار رایانه، اینترنت، 2G، 3G و 4G را نشان میدهد که در 3G و 4G فاصله بسیار کمتر میشود و در بعضی مناطق حتی از سطح مرجع عبور میکنند.
رسیدن فناوری کافی نیست
مدل WIPO فقط زمان ورود فناوری را نمیسنجد؛ بررسی میکند بعد از ورود، فناوری تا چه اندازه در اقتصاد جا افتاده است. برآورد آن نشان میدهد شدت استفاده از فناوریها در اقتصادهای درحالتوسعه بهطور متوسط حدود ۵۳ درصد اقتصادهای پیشرفته است که برای رایانه شخصی حدود ۵۰ درصد و برای اینترنت حدود ۴۴ درصد بود.
شبکه موبایل اما الگوی متفاوتی دارد بهطوریکه این نسبت در مدل برای 2G حدود ۱۱۰ درصد، برای 3G نزدیک ۹۸ درصد و برای 4G حدود ۱۳۵ درصد است. یعنی مدل WIPO برآورد کرده شدت نسبی 4G در اقتصادهای درحالتوسعه حدود ۱.۳۵ برابر اقتصادهای پیشرفته بوده است اما این به معنی ۳۵ درصد مصرف بیشتر اینترنت نیست زیرا داده پایه برای 4G پوشش جمعیت توسط شبکه است و حجم مصرف کاربران را نشان نمیدهد.
نویسندگان این وضعیت را نشانهای از امکان «جهش فناورانه» میدانند، یعنی کشورهایی که بخشی از زیرساختهای قدیمی را نساختهاند، بتوانند مستقیما یک فناوری جدیدتر را در مقیاس وسیع گسترش دهند. با این حال، این اعداد میزان مصرف کاربران را نشان نمیدهند.
داده پایه WIPO برای نسلهای موبایل پوشش جمعیت توسط شبکه است بنابراین ۱۳۵ درصد در 4G به این معنا نیست که کاربران کشورهای درحالتوسعه ۳۵ درصد بیشتر از کشورهای پیشرفته 4G مصرف کردهاند. این تفاوت میان پوشش و استفاده واقعی دقیقا همان جایی است که دادههای جدیدتر 5G، مصرف اینترنت و زیرساخت دیجیتال تصویر کاملتری ارائه میکنند.
با هر نسل جدید، فاصله دوباره باز میشود
4G اکنون به ۹۳ درصد جمعیت جهان رسیده است. اما مرزهای شبکه موبایل جلوتر رفته و در 5G شکاف دوباره بزرگ شده است. طبق گزارشهای ITU، در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۵ درصد جمعیت جهان تحت پوشش 5G قرار داشتند، این نسبت در کشورهای پردرآمد ۸۴ درصد و در کشورهای کمدرآمد فقط ۴ درصد بود.
به این معنا که عمومیشدن یک نسل فناوری پایان ماجرا نیست. زمانی که کشورهای عقبتر به پوشش گسترده نسل قبلی میرسند، کشورهای پیشرو ممکن است در حال ساخت نسل بعدی باشند.
ایران نمونه قابلمشاهدهای از همین وضعیت است. داده ITU برای سال ۲۰۲۴ پوشش LTE/WiMAX ایران را ۹۴.۲ درصد جمعیت نشان میدهد؛ یعنی نسل چهارم تقریبا سراسری شده بود. در همان سال پوشش 5G فقط ۸.۲ درصد بود.
این اختلاف به خودی خود توضیح نمیدهد چرا توسعه 5G در ایران کندتر بوده و نباید آن را صرفا به سیاستگذاری نسبت داد. اما از نظر نتیجه، مشخص است که رسیدن یک فناوری به پوشش عمومی لزوما به معنی نزدیکشدن به سطوح بالای آن تکنولوژی نیست و این سطوح همواره در حال پیشرفت هستند.
شکاف مهمتر، بعد از اتصال دیده میشود
پوشش شبکه فقط میگوید فناوری در دسترس است اما میزان استفاده تصویر دیگری نشان میدهد.
در سال ۲۰۲۵ متوسط مصرف ماهانه اینترنت همراه در کشورهای پردرآمد ۱۷.۹ گیگابایت اما در کشورهای کمدرآمد فقط ۲.۲ گیگابایت به ازای هر اشتراک بود که بیش از هشت برابر با هم اختلاف دارند. پس حتی دو کشوری که شبکه موبایل دارند، الزاما در یک سطح از اقتصاد دیجیتال قرار نمیگیرند. ظرفیت شبکه، قیمت، سرعت، اینترنت ثابت، دستگاههای کاربران و کاربردهای اقتصادی تعیین میکنند اتصال تا چه اندازه به استفاده تبدیل شود.
در نسل جدید فناوری اطلاعات یک لایه دیگر هم با نام توان محاسباتی اضافه شده است. تا خرداد سال گذشته، کشورهای پردرآمد ۷۷ درصد ظرفیت دیتاسنترهای جهان را در اختیار داشتند. سهم کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا ۱۸ درصد، متوسط رو به پایین پنج درصد و کشورهای کمدرآمد کمتر از ۰.۱ درصد بود. همان کشورها همچنین ۹۷ درصد ظرفیت محاسباتی ۵۰۰ ابررایانه برتر جهان را در اختیار داشتند.
در عصر رایانه شخصی یا حتی اینترنت اولیه، عقبماندگی را میشد بیشتر با تعداد دستگاه یا اتصال اندازه گرفت. برای فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، رایانش ابری و خدمات دادهمحور، بخش مهمی از شکاف در زیرساختی قرار دارد که کاربر مستقیما نمیبیند.
آزمون هوش مصنوعی با سرعت بیشتر
هوش مصنوعی مولد بسیار سریع جهانی شده، اما جهانیشدن با توزیع برابر استفاده یکی نیست. بانک جهانی میگوید در میانه ۲۰۲۵ بیش از ۴۰ درصد ترافیک جهانی ChatGPT از کشورهای با درآمد متوسط میآمد و هند، برزیل، اندونزی و ویتنام از بازارهای مهم آن بودند. در عین حال، استفاده و ظرفیت AI همچنان در کشورهای ثروتمند بسیار متمرکز است.
داده مایکروسافت نیز فعلا نشانهای از بستهشدن سریع این فاصله نشان نمیدهد. در شاخص این شرکت، سهم استفادهکنندگان GenAI در نیمکره شمالی از ۲۲.۹ درصد در نیمه اول ۲۰۲۵ به ۲۷.۵ درصد در سهماهه نخست ۲۰۲۶ رسیده است. در نیمکره این رقم از ۱۳.۱ به ۱۵.۴ درصد افزایش یافته یعنی استفاده در هر دو گروه بالا رفته، اما فاصله از ۹.۸ به ۱۲.۱ واحد درصد رسیده است. این سنجه بر دادههای مایکروسافت متکی است و نباید بهعنوان اندازهگیری کامل کل استفاده جهانی از AI تلقی شود.
این همان تفاوتی است که در دادههای قبلی دیده میشود و ثابت میکند انتشار سریعتر شده، اما ظرفیت بهرهبرداری با همان سرعت برابر نشده است.
مساله ایران فقط ورود فناوری نیست
برای ایران، نتیجه مهم این دادهها مخالفت یا موافقت کلی با فناوری نیست. مساله زمان است. در دورهای که برق یا راهآهن طی چند دهه در جهان منتشر میشد، چند سال تاخیر الزاما موقعیت یک کشور را بهطور بنیادی عوض نمیکرد. اما وقتی اینترنت در دادههای WIPO شش سال و 4G دو سال فاصله متوسط پذیرش داشتهاند، همان چند سال میتواند بخش بزرگی از طول عمر فناوری باشد.
توسعه 5G این مساله را بهتر نشان میدهد ایران در ۲۰۲۴ بیش از ۹۴ درصد پوشش 4G داشت، اما پوشش 5G آن ۸.۲ درصد بود. در همان زمان، 5G در کشورهای پردرآمد به پوشش ۸۴ درصدی رسیده بود. این مقایسه علت فاصله را مشخص نمیکند، اما مقیاس آن را نشان میدهد.
در فناوریهای بعدی هزینه تاخیر ممکن است حتی بیشتر باشد. AI فقط یک سرویس اینترنتی نیست که پس از رفع یک محدودیت بتوان آن را فورا وارد کرد. توسعه گسترده آن به اتصال، دیتاسنتر، رایانش ابری، قدرت محاسباتی، داده و مهارت وابسته است. بانک جهانی همین مجموعه را از پایههای اصلی توان کشورها برای استفاده از AI میداند.
بنابراین پرسش سیاستگذاری دیگر فقط این نیست که چه زمانی اجازه دهیم یک فناوری وارد شود؟ پرسش مهمتر این است که وقتی تصمیم گرفته میشود، مرزهای آن فناوری در کجا قرار دارند و چه مقدار از زیرساخت و تجربهای که کشورهای دیگر در این فاصله ساختهاند باید جبران شود.
دو قرن داده WIPO نشان میدهد فناوریها سریعتر از همیشه منتشر میشوند. دادههای 5G، اینترنت و هوش مصنوعی یک نکته دیگر به آن اضافه میکنند که تاکید میکند سرعت بیشتر انتشار، فرصت جبران را هم کوتاهتر کرده است. در فناوری اطلاعات، چند سال تاخیر دیگر صرفا چند سال تاخیر نیست ممکن است فاصله میان دو نسل فناوری باشد.
گزارش WIPO فناوریهای جدید چگونه منتشر میشوند؟